اهمیّت و نقش مدیریت کارآمد در توسعة پایدار شهری (مطالعه موردی: شهر زابل)
کلمات کلیدی:
مدیریت کارآمد شهری, توسعه پایدار, مدیریت یکپارچه, زابلچکیده
شهر زابل در چند دهه اخیر، بهخصوص بعد از خشکسالیها، مقصد شمار قابل توجّهی از مهاجرتهای روستا شهری بوده است، که این مسئله باعث رشد فیزیکی و جمعیتی شهر و به طبع آن شکلگیری معضلاتی در رابطه با مدیریت شهری و در نهایت، توسعه پایدار این شهر شده است. امروزه مدیریت کارآمد شهری، دارای ماهیت چندوجهی است و لازمه رسیدن به اهداف آن نیازمند همکاری همه دستگاههای زیربط با رعایت سلسلهمراتب منطقی بدون در نظرگیری محل سازمانی آنها است. از طرف دیگر، توسعه پایدار نیز با دارا بودن بیش از 100 تعریف با سمت و سوهای مختلف و در ادامه با نتایج متفاوت مدیریت کارآمد بلندمدت شهری را با چالش مواجه ساخته است؛ بنابر این، مقاله حاضر، تعاریف مختلفی از این فرایند را در نظر میگیرد. هدف عمده از این مقاله، ارائه راهکارهایی در رابطه با تقویت کارآمدی در سیاستهای مربوط به مدیریت و توسعه شهری زابل میباشد که باعث ایجاد ارتباط مداوم و پایدار بخشهای مختلف رسمی و غیررسمی و در نتیجه دستیابی به شاخصهای مربوط به توسعه پایدار شهری میشود که این امر در نهایت از سویی باعث دستیابی به شهر پویا و زیستپذیر و از سوی دیگر، ارائهدهنده روشهای تسهیلگر تصمیمات مشارکتی و راهکارهای جدید برای پاسخگویی مناسب به چالشهای پیش رو است. به همین دلیل، تحقیق حاضر، نقش مدیریت کارآمد شهری در توسعه پایدار و دلایل عدم کامیابی کامل آن را با روش توصیفی و تحلیلی مورد بحث قرار داده است. برای گردآوری دادهها از پرسشنامه محقق ساخته که روایی آن با استفاده از آلفای کرونباخ 89% تعیینشده، استفاده شده است. با توجّه به بررسیهای انجام گرفته، در بین موانع تأثیرگذار در مدیریت کارآمد شهری با در نظرگیری نمره هر سؤال که از 1 تا 100 متغیر بود، استقلالطلبی سازمانهای مسئول در سیستم مدیریت شهری با نمره 6/91 بیشترین تأثیر را به خود نسبت داده بود.